ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
265
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
دولت عليهء ايران به عاليجاه گرافنسلرود وزير دولت روس دعا مىرساند كه مطالبى كه از پادشاه خود مأمور است كه از امپراطور اعظم خواهش نمايد ، اين است : مطالب اول اينكه چون عهدنامهء مجملى قبل از اين بسته شده موقع است كه عهدنامهء مفصل حال در پاىتخت امپراطورى بسته شود كه سرحد طرفين معين گردد و از قرارى كه در فصل هفتم عهدنامهء مجمل قيد شده است بعضى مواد ديگر فيصل يابد . مطلب دويم اينكه نظر به اينكه فيما بين دولتين عليتين روس و ايران بهعلت قرب جوار در قديم الايام دوستى بوده و اما بعضى مفسدين منازعه در ميان انداختهاند و پارهاى از ولايات ايران به تصرف دولت روس درآمده و خسارتها بر جانبين روى داده ، حال از سخاوت امپراطورى متوقع است كه ولايات مذكور را رد نمايد و اگر به علت خسران منازعه اولياى دولت روس را در استرداد كل ولايات سخنى باشد به طريقى كه فيما بين انفصال يابد ، از طرف دولت خود حاضر است . مطلب سيم اينكه كلا اگر ولايات متصرفى را رد نمىنمايند گرجستان و داغستان متعلق به دولت عليهء روس بوده مابقى ولايات تصرفى را رد نمايند و در خسران آنها هم به طريقى كه فيما بين قرار يابد باز حاضر است . مطلب چهارم اينكه پادشاه ايران از همت و جوانمردى مشهور ايمپراطورى نهايت اطمينان و خاطرجمعى دارد و يقين حاصل است كه خواهشهاى او كه در جنب جوانمردى ايمپراطور جزئى مىباشد قبول خواهد فرمود و قسمى قرار خواهد داد كه باعث خوشوقتى او و استحكام دوستى دولتين عليتين و نيكنامى امپراطور اعظم در همه عالم شده باشد . ديگر امر امر ايمپراطور است . الباقى ايام مستدام باد . به تاريخ غرهء شهر ربيع الاول 1231 مطابق 20 ماه جانورى 1816 عيسوى تحرير يافت . بعد از اتمام رقعهء مذكور داكتر كمل انگريزى نزد صاحبى ايلچى آمده و رقعه را به خط انگريزى ترجمه كرده ارسال نزد لاردكلرك ايلچى بزرگ دولت انگريز نمودند ، كه چون حسب الامر نواب اشرف وليعهد مقرر شده بود كه بدون اطلاع دولت انگريز مرتكب امرى نشوند ، لارد مذكور از مضمون رقعه مطلع و مستحضر گرديده ، بعد نزد گرافنسلرود وزير برده باشند . لارد مذكور رقعه را ملاححظه و تصديق به فرستادن نزد امناى دولت روس نموده ، ارسال نزد صاحبى ايلچى داشت . صاحبى ايلچى نظر به وعدهاى كه با گرافنسلرود نموده بودند ، خود رقعه را برداشته و سوار گاريت گرديده ، به خانهء وزير مذكور رفتند . به ورود آنجا بعد از وقوع تعارفات و احترامات لازمه رقعه را تسليم او نمودند . و به زبان انگريزى آنچه شايسته بود به او گفتند . او را تحريك و ترغيب و تطميع نمودند . او نيز مذكور كرد كه من آنچه لازمهء كوشش است معمول مىدارم . بعد صاحبى ايلچى معاودت به منزل خود نمودند . بعد از زمانى جنرال نكرى ترجمان به منزل صاحبى ايلچى آمده رقعهء مذكوره را به صاحبى ايلچى نمود كه گرافنسلرود به او داده بود كه به زبان فرانسه ترجمه كرده باشد ، كه در حضور پادشاه برده خوانده شود . صاحبى ايلچى او را نيز بسيار تطميع كرده ، سفارشات لازمه به او نمودند و او به